نظرسنجی
از کدام قسمت سایت تخریبچی بیشتر استفاده میکنید؟
 
لوگوهای تخریبچی


 


اطلاعات اماری

RSS دست نوشته ها

سامانه اختصاصی پیام کوتاه سایت : 30007227000022
 ..............................
با ارسال عدد 1 عضو سایت شوید.

وضعیت من در یاهو
       ::.   فیلم مستند همیشه سربلند / مروری بر سوء قصدهای اخیر نخبگان علمی کشور -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   جدیدترین موشک بالستیک و مافوق صوت سپاه -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   ماجرای فولکس امام خامنه ای -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   تصاوير/طرح برخورد با بدحجابی در پايتخت  -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   درباره امام نقی الهادی علیه السلام کلیپ عکس پوستر و سخنرانی زیبا -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   عکس/ مزار شهيد گمنام در کف حوض -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   تصاویر: نام«خلیج فارس»برسنگ‌قبر‌سربازان‌آمریکایی -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   چرا نماز را فارسی نخوانیم؟؟ -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   آیت‌الله سبحانی: خواننده توهین‌کننده مرتد است -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   پناهیان استاد حجت الاسلام علیرضا پناهیان / توهین به امام هادی نقی  -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   حکم مقام معظم رهبری اهانت کننده به امام معصوم عکس تصویر شاهین نجفی -- 28 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   اولین سوء قصد و حمله برای کشتن و به قتل رساندن شاهین نجفی مرتد -- 27 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   دانلود 641 Hadis به همراه 641 تصویر پس زمینه -- 26 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   عامل ترور دانشمند شهید مسعود علی‌محمدی اعدام شد عکس فیلم خبر -- 26 اردیبهشت 1391  ::.        ::.   کتاب سودای سکولاریسم / بیرون آمدن سکولاریسم از آستین قبای سید -- 26 اردیبهشت 1391  ::.
خانه دست نوشته ها دست نوشته
( 1 Vote )

آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی در یکی از خاطراتشان تعریف کرده‌اند: آقای خامنه‌ای فولکسی داشتند، سوار شدیم و ایشان رانندگی می‌کردند. یادم هست که فولکس ایشان سر و صدا و تق و توق زیادی می‌کرد. مرحوم ربّانی املشی به شوخی گفت: «ما خجالت می‌کشیم سوار این ماشین شویم. هر کس صدای این ماشین را بشنود، می‌گوید این‌ها کی هستند؟!» همگی خندیدیم.

آنچه در ادامه می‌خوانید خاطراتی از همراهی رهبر انقلاب و شهید بهشتی از زبان آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی است که پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، آن را منتشر نموده است:

ما معمولاً تابستان‌ها به مشهد می‌رفتیم. تابستان سال 1355 بود یا 1356. در مشهد به مرحوم ربّانی املشی برخوردم که از دوستان قدیمی و صمیمی‌ام بود. پرسید: «کی آمدید؟» جواب دادم: «همین تازگی‌ها آمده‌ام.» گفت: «پس به دیدنت می‌آییم.» گفتم تشریف بیاورید. نشانی منزل را گرفت و گفت: «با آقای خامنه‌ای می‌آییم.» آن موقع آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد بودند. با هم قرار گذاشتیم. پیش از ظهر بود که آقایان تشریف آوردند. یک ساعتی با هم نشستیم. در بین صحبت‌ها این مسئله مطرح شد که چه خوب است تشکلی به‌وجود آوریم. این فکر در جمع‌مان مورد پسند واقع شد. جمع اصل قضیه را پذیرفت.

تشکل نیاز به جذب افرادی دارد که در واقع این افراد مؤسس آن می‌شوند. صحبت شد که آیت‌الله دکتر بهشتی هم مشهد هستند و بهتر است با ایشان هم صحبت کنیم تا اگر اصل قضیه را پذیرفتند، ایشان هم به جمع ما بیاید. همان موقع راه افتادیم. دوستان منزل آقای بهشتی را بلد بودند. آقای خامنه‌ای فولکسی داشتند، سوار شدیم و ایشان رانندگی می‌کردند. یادم هست که فولکس ایشان سر و صدا و تق و توق زیادی می‌کرد. مرحوم ربّانی املشی به شوخی گفت: «ما خجالت می‌کشیم سوار این ماشین شویم. هر کس صدای این ماشین را بشنود، می‌گوید این‌ها کی هستند؟!» همگی خندیدیم.

در راه هنوز به منزل آقای بهشتی نرسیده‌ بودیم که دیدیم دکتر باهنر می‌خواست از یک طرف خیابان به آن طرف برود. به ایشان رسیدیم. به نظر می‌رسید صبحانه‌ای تهیه کرده بود. گفتیم ما در فکر چنین تشکلی هستیم، شما هم با ما بیا. ایشان هم گفت: «چشم!» ایشان هم آمد و چهار نفر شدیم. به ایشان گفتیم که می‌خواهیم به منزل آیت‌الله بهشتی برویم. شهید بهشتی دم در آمد. گفتیم که می‌خواهیم قدری راجع به موضوعی صحبت کنیم. ایشان عذر خواستند و گفتند که نمی‌شود، چون آن موقع جلسه یا مهمان داشتند. برای جلسه‌ی بعد قرار گذاشتیم. خاطرم نیست که روز بعد بود یا عصر همان روز. در جلسه‌ی با شهید بهشتی ایشان پذیرفتند که ایجاد این تشکل کار خوبی است. به این ترتیب پنج نفر شدیم. گفتیم حالا بنشینیم ببینیم چه کسانی می‌توانند در این کار با ما هم‌فکر باشند تا آنها را جمع کنیم. شروع به شناسایی افراد در تهران و قم و مشهد کردیم تا با آنها صحبت کنیم.

در قم آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله مؤمن و آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی. یادم نمی‌آید در قم غیر از این‌ها شخص دیگری را پیدا کرده باشیم. در تهران آیت‌الله مهدوی‌کنی و چند نفر دیگر. آقایان هاشمی و منتظری هم مورد نظرمان بودند که آن موقع این دو نفر در زندان بودند. البته برخی مثلاً در روحانیت مبارز بودند که بعدها ملحق شدند، ولی تا آنجا که یادم می‌آید، در این مرحله‌ی تشکل حزب نبودند. در مشهد هم آقای طبسی و شهید هاشمی‌نژاد بودند. با این‌ها صحبت و مذاکره شد و در جریان قرار گرفتند و قرار شد اعضای اصلی و مؤسس باشند. پیش از اتمام سفر مشهد، تصمیم گرفته شد که در تهران هم جلسه‌ای تشکیل بدهیم.

ما برای تنظیم اساسنامه‌ی حزب، جلسات سرّی متعددی داشتیم. پس از پیروزی انقلاب مسئله آشکار شد و حزب جمهوری اسلامی اعلام موجودیت کرد. به دنبال آن جلسات هم تشکیل می‌شد. در جلسه‌ای که همه‌ی اعضا دعوت شده بودند تا شورای مرکزی و شورای داوری و شورای افتاء** را انتخاب کنند، یادم می‌آید مرحوم حاج احمدآقا هم شرکت کردند. اول شورای مرکزی تعیین شدند و بعد، اعضای شورای داوری و شورای افتاء نیز مشخص شدند.

نشستن در این جلسه حرام است!

یکی از اعضای وقت شورای مرکزی جامعه‌ی روحانیت، به دلایلی کدورتی از حزب داشت؛ در شورای مرکزی جامعه‌ی روحانیت و در غیاب شهید بهشتی تعبیر بدی درباره‌ی حزب و در مورد شهید بهشتی به کار برده بود؛ کلمه‌ای که شاید قدری موهن بود. تلقی‌اش این بود که شهید بهشتی نقش اصلی‌ای را در این تحزب دارد. آن موقع شهید بهشتی دبیرکل حزب بود. آن شخص در واقع شبه عقده‌ای از حزب داشت و از این ‌رو تعبیر موهنی در مورد ایشان کرد. خوب یادم هست به محض این‌که این تعبیر را به کار برد، آقا به‌قدری ناراحت شدند که گفتند: «نشستن در جلسه‌ای که به آقای بهشتی توهین می‌شود، حرام است» و بلند شدند. شما از همین مورد می‌توانید به رابطه‌ی آقا و دکتر بهشتی پی ببرید.

آقا فوق‌العاده به شهید بهشتی علاقمند بودند. وقتی می‌خواستیم خبر شهادت آیت‌الله بهشتی را به آقا بدهیم، واقعاً نمی‌دانستیم چگونه بگوییم. آن موقع آقا بر اثر سوء قصدی که به ایشان شده بود، مجروح بودند. وقتی این خبر را شنیدند، بسیار برایشان ناگوار بود.

 
( 0 Votes )

خاطره استاد دکتر محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی را در رابطه با راز عربی بودن نمازما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و ازکار خود اظهار پشیمانی کردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مبارکش را بوسیدیم و در حالی که ما را بدرقه می کرد، خداحافظی کردیم. بعد نمازهارا اعاده کردیم و ازکار جاهلانه خود دست برداشتیم.در این جا، همگی شرمنده و منفعل و شکست خورده از وی عذر خواهی کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نمازبه عربی،نمازهای گذشته را اعاده کنیم.من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم، امّا به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم موضوع خیلی پیچیده تر می شود.خوب، رحیم را چطور ترجمه کرده اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحیم من بود _ چون نام وی رحیم بود_ بدم نمی آمد «مهربان» ترجمه کنید؛ امّا چون رحیم کلمه ای قرآنی و نام پروردگاراست، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهی به دهی می برد؛ زیرا رحیم یعنی خدای که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می کند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده اید، بد نیست؛ ولی کامل نیست و اشتباهاتی دارد.خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکی از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگی او را می رساند و این شمول درکلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدای که در این دنیا هم برمؤمن و هم بر کافر رحم می کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا می فرماید. در هرحال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» درحد کمال ترجمه نیست.در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه کرد؛ مثلاً اگر اسم کسی «حسن»باشد، نمی توان به آن گفت «زیبا». ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگر به آقای حسن بگوییم آقای زیبا، خوشش نمی آید. کلمه الله اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می کنند. نمی توان «الله» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد.اکنون یکی از شما که از دیگران مسلط تراست، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است. یکی ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مایک نفر است؛ زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمی آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست بسم الله چنین باشد.اکنون شما به خواسته دوران جوانی ام جامه عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کرده اید.پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شده اند که شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من کسانی را می شناسم که _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمی خوانند، شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم.وقتی آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید، آنگاه به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش های علمی مطرح کرد و از درس هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید که پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود. هر کس از عهده پاسخ برنمی آمد، با اظهار لطف وی و پاسخ درست پرسش روبرو می شد.آن بزرگمرد را غیرازدیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایی از همه مارا صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید.آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .در روز موعود ما راکه تقریباً پانزده نفر بودیم، به محضرمبارک ایشان بردند، در همان لحظه اول، چهره نورانی و خندان وی ما را مجذوب ساخت؛آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و کافرمان خواند. این عمل او ما را در کارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت.والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند.سال یکهزار و سیصدو سی و دو شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نمازرا به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نمازرا به زبان فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم.

 
( 0 Votes )

حضرت آیت‌الله سبحانی یادآور شدند: ‌البته شاید انگیزه این فرد چیز دیگری باشد که هست،‌ اما اغلب این افراد با ارتکاب همه نوع گناه خود را در آتش می‌بینند و در کشمکش با وجدان خود،‌به این فکر افتاده‌اند که خدا و پیامبر(ص) را انکار کنند تا شاید به خیال خام خود راحت شوند!
این مرجع تقلید افزودند:‌ این‌گونه افراد با ارتکاب همه نوع اعمال خلاف از نظر وجدان ناراحتند و می‌خواهند خود را رها کنند و همه چیز را نفی و تمام معتقدات حتی خدا را انکار می‌کنند تا به آرامش برسند!
به گزارش خبرگزاری حوزه، این مرجع تقلید امروز در جشنواره نوآوری تبلیغ دینی که در سالن اجتماعات مدرسه علمیه فیضیه قم برگزار شد، با اشاره به اهانت یکی از خوانندگان خارج از کشور به امام‌هادی (ع)، گفتند: این خواننده خبیث که به همه قید و بندها پشت‌پا زده و  به ساحت مقدس امام‌هادی (ع)‌ اهانت کرده است، در حقیقت آدم مرتد به تمام معنی و یا در حکم ساب‌النبی است.
آیت‌الله سبحانی تاکید کردند: خواننده بسیار خبیثی که به امام‌هادی (ع) توهین کرده،‌ در حقیقت مرتد و یا در حکم سائب النبی است.

 
( 1 Vote )

در ابتدا اجازه دهید یک پاسخ کلی خدمت شما عرض کنم و آن این که اساساً ... به نظر شما چرا از میان ائمه‌ی بزرگوار ما و در واقع معصومین ما هجمه‌های این دو سه ماه روی امام هادی (علیه‌السلام) متمرکز شده است؟

 

 

http://dl-ansarclip.com/pictures/panahian/panahian_1669.jpg

 

 

 
( 1 Vote )

http://s1.picofile.com/file/7206267846/203.jpg

اکنون و با تکیه بر تجربه بزرگ تاریخی از فتاوای امام خمینی(س) درباره شهروند هتاک ایرانی و سلمان رشدی، به نظر می‌رسد "صدور حکم ارتداد" برای افراد مرتد، ابزاری قدرتمند در دست و قلم و بیان مراجع عظام تقلید است که می‌تواند سرنوشت کافران و مرتدان و دشمنان اسلام و قرآن و اهل‌بیت(ع) را به دوزخ ختم کند و به نظر می‌رسد با گستاخ‌تر شدن روزافزون دشمنان اسلام، این ابزار از کارآمدی بیشتری نسبت به گذشته برخوردار شده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین در بهمن ماه سال 1371 در دیدار علما، فضلا، طلاب و روحانیون، طی سخنانی، حمایت دولت های اروپایی از سلمان رشدی مرتد را حاکی از توطئه غرب برای اهانت به اسلام دانسته و تصریح کرده بودند: «چگونه ممکن است دولت های اروپایی برای جانِ فرد مزدوری چون این نویسنده مرتد دل بسوزانند؟»
در احکام اسلام آمده است که اگر مرتد فطری، مرد باشد علاوه بر برخی از احکام مدنی مانند فسخ پیمان نکاح و جدایی از همسر بدون نیاز به طلاق و تقسیم اموال بین ورثه، به اعدام محکوم است و توبه اش، از جهت ظاهری، پذیرفته نمی شود؛ یعنی اگر با اعتقاد و باور قلبی توبه کند، خدای متعال می پذیرد و نماز و عبادتش صحیح است اما بر جریان حکم اعدامش تأثیر ندارد. بر همین اساس بود که حضرت آیت الله خامنه‌ای، طی اطلاعیه‌ای که در سال 1369 در خصوص حکم اعدام نویسنده کتاب آیات شیطانی صادر کردند؛ خاطرنشان کردند: «حکم اسلام در مورد نویسنده کتاب آیات شیطانی همان‌گونه که حضرت امام رضوان‌الله تعالی فرمودند "اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد" ثابت است و چنین تشبثـاتی که با همیاری بعضی افراد به ظاهرمسلمان صورت می‌گیرد،‌ تغییری در این حکم الهی نخواهد داد.»
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین در خردادماه سال 1369 در دیدار جمعی از روحانیون، مسؤولان و اقشار مختلف مردم درباره ضرورت اجرای حکم سلمان رشدی مرتد، نویسنده کتاب آیات شیطانی تأکید کردند: «حکم امام در مورد سلمان رشدی بر آیات الهی متکی است و همانند آیات الهی مستحکم و غیر قابل خدشه است، این مسأله راه حل ساده ای دارد و گرهی نیست که باز نشود. سلمان رشدی یک مجرم است و حکم الهی باید در باره ی او به اجرا درآید. این مجرم را باید به دست مسلمانان انگلیسی بدهند تا حکم الهی در مورد او اجرا شود. سلمان رشدی موجودی است که بر حسب آیات الهی و احکام قطعی اسلامی به مجازات محکوم شده و این حکم باید در مورد او اجرا شود.»
امام‌ جمعه‌ تهران، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌ای که ظهر تاسوعای سال 1379 ایراد کردند نیز توضیح مبسوطی درباره صدور حکم‌ قتل‌ برخی‌ افراد از سوی‌ پیامبر(ص‌) در صدر اسلام بیان فرموده و در ادامه با اشاره به صدور حکم‌ ارتداد سلمان‌ رشدی‌ از سوی‌ حضرت‌ امام(س‌)، به ضرورت بیان صریح و آشکار حکم ارتداد این قبیل افراد پرداختند.
ایشان در پاسخ به این سؤال، طی فتوایی رسماً تأکید کرده‌اند: «حکمِ شرعىِ الهى است.»در سؤال 337 از کتاب اجوبة الاستفتائات مقام معظم رهبری، در بخش "ولایت فقیه و حکم حاکم" نیز در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه «آیا مجازات‌هایى که براى مرتد و کفّار حربى وضع شده، از امور سیاسى و مسؤولیت‌‏هاى رهبرى‏ است یا اینکه مجازات‌هاى ثابتى تا روز قیامت هستند؟»
«مرتد فطرى، کسى است که هنگام انعقاد نطفه او پدر یا مادرش مسلمان بوده اند و خودش نیز مسلمان بوده وسپس مرتد شده است.»
از سوی دیگر، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری نیز در توضیح اصطلاحات فقهی فتاوای معظم له در باب تعریف مرتد فطری از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای آورده است:
امام خمینی(س) در کتاب تحریرالوسیله نیز در توضیح ارتداد فطری توضیح داده اند: «ارتداد فطری آن است که دست کم یکی از والدین شخص، پیش از انعقاد نطفه فرزند، مسلمان بوده باشد اما فرزند پس از سن بلوغ از اسلام خارج شود.»
حضرت امام خمینی(س) علاوه بر این در یکی از دیدارهای خود رسماً اعلام کرده بودند: «آنکه اسلام را مسخره می‏کند اگر متعمّد باشد، مرتد فطری [یعنی مسلمانی است که کافر شده] است و زنش برایش حرام است؛ مالش هم باید به ورثه داده بشود؛ خودش هم باید مقتول باشد.» صحیفه امام خمینی(س)، جلد 14، دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی
حضرت امام(س) اگرچه در رساله خود، با تشریح شرایط ارتداد تأکید کرده‌اند: «مسلمانى که به یکى از دوازده امام(ع) دشنام دهد یا با آنان دشمنى داشته باشد، نجس است» و بدین ترتیب یکی از عوامل ارتداد را مشروط به دشنام‌دادن به یکی از دوازده امام(ع) کرده بودند، اما با ارسال نامه تاریخی خود خطاب به محمد هاشمی در اواخر عمر شریف‌شان و صدور حکم ارتداد برای شهروندی که اوشین را در الگو بودن به حضرت زهرا(ع) ترجیح داده بود، به‌گونه‌ای اعلام کردند که اهانت به هر یک از چهارده معصوم(ع) حتی اگر از امامان دوازده‌گانه نباشد و جمله بیان‌شده، ظاهر دشنام‌گونه نیز نداشته باشد می‌تواند مشمول حکم ارتداد شخص گوینده شود.
فتوای اعدام سلمان رشدی ناشی از اهانت نامبرده به قرآن و پیامبر اسلام(ص) بود و بدین ترتیب دو حکم ارتدادی که از سوی حضرت امام(س) صادر شده بود متعلق به دو معصوم غیر امام بوده است.
تنها 17 روز پس از صدور این فتوا، امام خمینی(س) بار دیگر در تاریخ 25 بهمن 1367 دست به قلم برده و در چند سطر کوتاه با صدور حکم ارتداد و ضرورت اعدام سلمان رشدی و ناشران مطلع از محتوای کفرآمیز این کتاب، انقلابی دیگر برپا کردند.
محمد هاشمی، رئیس وقت صداوسیما در گفت‌وگو با نشریه حضور شماره بهمن 87 درباره این ماجرا می‌گوید: «رادیو به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها یک مصاحبه‌ای داشت. زمانی بود که ما اوشین را پخش می‌کردیم. از دختر خانمی می‌پرسند الگوی شما کیست؟ می‌گوید اوشین. گوینده می‌گوید الگوی شما باید حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها باشد چرا اوشین؟ می‌گوید: حضرت زهرا، مال هزار و 400 سال پیش است. ما یک الگوی امروزی می‌خواهیم... برنامه، زنده بود و آقای جعفری‌جلوه که در رادیو بود آن را پخش کرده بود. امام به آقای میرعماد، دادستان عمومی دستور دادند که موضوع را بررسی کنند و اگر این برنامه با قصد پخش شده، افراد را اعدام کنند. چون توهین به حضرت زهرا سلام‌الله علیها بود.»
با کمال تأسف و تأثر روز گذشته (روز شنبه ۸ بهمن) از صدای جمهوری اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده است تعزیر و اخراج می گردد و دست‌اندرکاران آن تعزیر خواهند شد. در صورتی که ثابت شود قصد توهین درکار بوده است، بلاشک فرد توهین‌کننده محکوم به اعدام است. اگر بار دیگر از این گونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسؤولان بالای صداوسیما خواهد شد. البته در تمامی زمینه‌ها قوه قضائیه اقدام می‌نماید.» (صحیفه نور، جلد ۲۱: صفحه ۷۶)مدیرعامل صداوسیمای جمهوری اسلامی«آقای محمد هاشمی
امام خمینی(س) تنها ساعاتی پس از پخش این مصاحبه و اطلاع از پخش زنده این برنامه از آنتن صدا و سیما، در نامه‌ای خطاب به محمد هاشمی، رئیس وقت این سازمان که بدون استفاده از واژگان محترمانه‌ای چون "جناب" و "محترم" و "با تشکر" و "موفق باشید" و... نوشته شده بود، رأساً عامل پخش برنامه را اخراج کرده و حکم تعزیر و اعدام این گونه نگاشتند:
اما ماجرای صدور حکم ارتداد برای یک شهروند ایرانی از سوی امام خمینی(س) از این قرار بود که در همزمان با "روز مادر" سال 1367، رادیوی جمهوری اسلامی ایران در سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا(س) طی برنامه‌ای زنده از مخاطبینش سؤال می‌کند الگوی شما به عنوان زن ایرانی کیست؟ به رغم نام بردن اکثر پاسخ دهندگان از حضرت فاطمه علیهاالسلام به عنوان الگو، یکی از مخاطبان از "اوشین" به عنوان الگویش نام می‌برد و در پاسخ به گوینده که می‌پرسد فاطمه چرا الگوی شما نیست می‌گوید: «حضرت زهرا مال هزار و 400 سال پیش است. ما یک الگوی امروزی می‌خواهیم...»
از جمله این قدرت‌نمایی‌ها استفاده از فقاهت برای اعمال قدرت و ارعاب در دل دشمن بود که مشابه تاریخی آن را در جریان تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی به‌عنوان مرجع علی‌الاطلاق شیعیان در عصر خود می‌توان یافت.
موضوع مقابله فقهی با اهانت کنندگان به مقدسات اسلامی، پس از انقلاب اسلامی و با برپایی نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان سکاندار اجرای احکام دین، شکل دیگری به خود گرفت و دلهره عظیمی در دل استکبار جهانی و جبهه کفر افکند.

 
( 1 Vote )

در افغانستان به خصوص در نیمه شمال‌شرقی آن آثاری از صدها معبد بوداییان وجود دارد که باستان‌شناسان آن‌ها را به دوره حضور "کوشانی‌ها" در افغانستان نسبت می‌دهند.

تخت رستم از عجایب معماری عصر بودا

یکی از این عجایب به جامانده از این دوران "تخت رستم" نام دارد که در ولایت سمنگان در شمال افغانستان قرار دارد.

این مکان خارق‌العاده در درون سنگی یکپارچه تراشیده شده و باستان شناسان جهان آن را از عجایب معماری عصر بودایی در افغانستان به حساب می‌آورند.

در شمال افغانستان در مسیر "پل خمری" و "تاشقرغان" منطقه‌ای به نام "ایبک" یا "سمنگان" وجود دارد که همه ساله در فصل بهار مسافران زیادی به این منطقه خوش آب و هوا سفر و ایام "جشن گل سرخ" را در این منطقه سپری می‌کنند.

این منطقه از نظر تاریخی و جغرافیایی موقعیت بسیار مهمی دارد و در دوره‌های گذشته و سا‌ل‌های قبل و بعد از اسلام، همواره یکی از مراکز فرهنگی بوده و موقعیت جغرافیایی آن که در مسیر ولایات "بغلان" و "بلخ" قرار دارد، اهمیت آن را بیشتر کرده است.

 
( 0 Votes )

 

 

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/02/23/13910223000396_PhotoA.jpg


آن‌چه که در بالا ذکر کردیم، تنها بخشی از کتاب‌ها و فعالیت‌های علمی آیت‌الله خامنه‌ای در آن دوران بود. جزوات و کتاب‌های دیگری نیز بوده‌اند؛ مانند «ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب»، «پیشوای صادق»، «از ژرفای نماز» و نیز مکتوبات دیگری که بسیار غنی و پربار هستند. این آثار یا بعضاً بازنشر نشده یا اصلاً انتشار نیافته‌ است. حضرت آقا تمامی این فعالیت‌ها را در حالی صورت داده‌اند که شش بار در همان زمان دستگیر شدند و به تبعید رفتند و یک زندگی مخفیانه و تحت تعقیب را تجربه کردند. ایشان در چنین شرایطی فعالیت‌های علمی و اندیشه‌ای را در کنار مبارزه پیگیری می‌کردند؛ در شرایطی که خود ایشان می‌گویند: حتی در کتابخانه هم تحت نظر مأموران اوقاف مرتبط با ساواک بودند و یادداشت‌برداری ایشان هم تحت نظر بود.
فعالیت علمی در اوج مبارزه‌ی سیاسی

 

 

 
( 1 Vote )

بسم الله الرحمن الرحیم

 

"و من رد علیکم فی اسفل درک من الجحیم...

زیارت شریف جامعه کبیره صادره از امام دلها...امام عزیزتر از جان ، امام علی النقی الهادی علیه السلام"

 

شاهین نجفی خواننده رپ فتنه ۸۸که از سال ۸۴ تاکنون با شبکه های معاند و بیگانه همکاری دارد در جدیدترین آلبوم خود ، آشکارا اقدام به توهین علیه حرم امام رضا (ع) کرد. پوستر جدیدترین آلبوم شاهین نجفی با نام "نقی” در حالی منتشر شده است که در طرا حی این پوستر سراسر توهین به حرم مقدس امام رضا (ع) است که این امر موجب واکنش های منفی در این خصوص شده است. شبکه BBC نیز در حمایت از این اقدام زشت برای سایتی که اولین بار این آهنگ را پخش نموده است جایزه ویژه در نظر گرفته است. این خواننده مبتذل که پس از ممنوع الصدا شدن در ایران به دلیل پخش موسیقی های زیرزمینی و مبتذل به آلمان مهاجرت نمود. وی در آلمان سرپرستی گروهی به نام «اینان» را نیز بر عهده داشت. وی سپس به گروه تپش ۲۰۱۲ پیوست. گروه تپش ۲۰۱۲ با استفاده از ترانه های مبتذل و ایجاد جاذبه های جنسی، قبل از فتنه ۸۸ با گرایش مارکسیستی، بیانیه ای منتشر کردند که در آن از راه اندازی کمپین یکصد هزار امضا (!) در دفاع از حقوق بشر در ایران خبر داد ، تا با این وسبیله در بدنه دانشگاهی نفوذ نماید. این خواننده در سال ۸۸ ، در آلبوم هایی جداگانه به توهین ولایت وفقیه و همچنین حمایت از فتنه گران پرداخته است.
اگر می نویسیم نه به این معنی که هستی اش را قبول داریم ... نه ! نیستی اش هویداست... :

امام صادق (ع) :

 

یکی از نشانه های ولد الزنا دشمنی با
ما اهل بیت است.

(امالی شیخ صدوق -ص338)

 

 

 

تنها تسلی بخش ما حکم ارتداد و در پی ان قتل(شاهین نجفی ملعون) صادر شده از طرف آیت الله العظمی صافی گلپايگاني (حفظه الله) است.

 

 

 

 

متن استفتاء:

"س.بسمه تعالی متاسفانه چند وقتی است که عده ای اجیر شده اند که عمدتا از ضد انقلاب خارج کشور می باشند،بر روی فضای اینترنت در سایت ها و وبلاگ خود ، به راحتی به امام مظلوم ما امام هادی علیه السلام اهانت و جسارت می کنند(طراحی ،جک ،کشیدن کاریکاتور، فحاشی ،دروغ بستن و...)حکم این افراد چیست ؟

ج.چناچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشند ،مرتدند.والله العالم ."

 

قانون مجازات اسلامي :
ماده 513 - هركس به مقدسات اسلام و يا هر يك از انبياء عظام يا ائمه طاهرين (ع) يا حضرت صديقه طاهره(س) اهانت نمايد اگر مشمول حكم ساب النبي باشداعدام مي شود.
 

حضرت امام روح الله (قدس الله سره):

هر کس به رسول خدا اهانت کند ، هر کس به ائمه خدا اهانت کند ، واجب القتل است.

بيانات امام در جمع وعاظ و روحانيون تهران، صحيفه نور، ج8، ص66.

 

براي قتل شاهين نجفي آماده ايم...

اللهم عجل لولیک الفرج

 
( 1 Vote )


دست من خورد به آبی که نصیب تو نگشت.

غواص شهید ساحل اروند

 

 

پ.ن1: فکر می کنم این داداشمون هم مثل عمو عباس (ع) ...

پ.ن2: اونایی که دلشون هوای اروند داره، صلوات یادشون نره.

 

 

جهت تعجیل در فرج:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 
مطالب بیشتر...