|
( 3 Votes )
شهید علیرضا خاکپور از سرداران شهید «لشکر پنج نصر خراسان» از خطه گلستان، روستای پیرواش، متولد سال ۱۳۴۵، از خانواده ای روستائی و کشاورز، متاهل، وقتی «سمانه» تنها دخترش، «هشت ماهه» بود؛ علیرضا در ششم اسفند سال «۱۳۶۵»در عملیات «کربلای پنج» مظلومانه شهید شد. شهید علیرضا خاکپور؛ در دفترچه خاطراتش آورده است: بلند شدم چند دانه نان خشک شده را بردم یک متری اش، ریختم و برگشتم. نخورد. یکی از بچه ها سنگی به طرفش پرتاب کرد که، گنجشکک من، برو خمپاره می خوری ها، پرید. چرخی زد و دوباره برگشت، همان نقطه نشست. یکی دیگر از بچه ها سنگی دیگر برداشت، به طرفش پرتاب کرد. پرید و رفت، چند لحظه بعد، باز دوباره برگشت. همان نقطه نشست. ما تا ظهور ایستاده ایم اللهم عجل لولیک الفرج نظرات (2)
( 2 Votes )
خیلی خبر عجیب و باور نکردنی ایه !! من هنوز در شوک به سر می برم… این ماجرا اینطور که در خبر ها آمده اصلا” باور کردنی نیست … این ماجرا فقط اینطور می تونه واقعیت داشته باشه که حفاظت اطلاعات سپاه چند تا از کله گنده های ارتش آمریکا در افغانستان رو جذب کرده باشه تا باهاشون همکاری کنن !!
تصاویر هواپیمای فوق پیشرفته بدون سرنشین جاسوسی آمریکا که پس از تجاوز به خاک ایران به دست نیروهای مسلح کشورمان به زمین نشانده شده است، از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.به گزارش مهر، پهپاد جاسوسی آمریکا که توسط نیروهای مسلح کشورمان هدایت و به زمین نشانده شده بود در بخش خبری ساعت ۱۹ شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران توسط فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران رونمایی شد.
( 1 Vote )
هواپیمای بدون سرنشینRQ-170 که اصطلاحا Sentinel یا دیده بان نامیده می شود و برخی آنرا جانور قندهار (محلی که اولین بار تصویر آن منتشر شد) می گویند، یکی از مدرن ترین پهپادهای ارتش امریکایی است که استفاده از آن دستاوردهای مهمی برای نیروهای مسلح این کشور به همراه داشته و حتی در اقدامی مهم همچون کشتن اسامه بن لادن نیز ایفای نقش کرده است.
در یک نگاه کلی، RQ-170 از نظر طراحی شبیه به بمب افکن پنهان کار B-2 نیروی هوایی آمریکا است که به منظور انجام عملیات های شناسایی در ارتفاع بالا ساخته شده است و با توجه به اینکه در سال 2007 میلادی و پس از دو سال از عملیاتی شدن این پهپاد، اولین تصاویر آن منتشر شد، مشخص می شود که از جمله جدیدترین و مدرن ترین هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی بوده که از درجه حفاظت بالایی نیز برخوردار است.
( 0 Votes )
( 3 Votes )
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسات درسهایی از قرآنکه این هفته در تلویزیون درباره «نشانههای اخلاص» سخن گفته است.
( 2 Votes )
![]() حجةالاسلام و المسلمین دکتر آقاتهرانی در یکی از خاطرات خود می گوید: یک روز جلوی در موسسه دختر خانم جوانی جلوی من را گرفت و اظهار داشت: می خواهد مسلمان شود. سوال کردم چه اطلاعاتی پیرامون اسلام دارید؟ گفت: به نتیجه رسیده ام مسلمان شوم. پیشنهاد مطالعه چند کتاب را دادم، کتاب ها در اختیارش گذاشته شد؛ بعد از مدتی با اشتیاق به نزدم آمد و گفت: کتاب ها را خوانده و می خواهم مسلمان شوم. باز چند کتاب دیگر هم به او دادم و گفتم: اینها را هم مطالعه کنید.این کار چند بار همینطور ادامه پیدا کرد. مطمئن بودم جامعیتی از اسلام و مکتب تشیع از مطالعه کتاب ها برایش حاصل شده است. یک روز همین دختر با عصبانیت وارد موسسه شد و گفت: اگر همین الان شهادتین را برایم نخوانید، داخل شهر می روم، داد میزنم و اعلام می کنم، من مسلمان هستم تا همه متوجه بشوند و به این طریق اسلام می آورم. شور و اشتیاق این دختر موجب این شد تا به او قول دهم در مراسم جشن بزرگ میلاد امام حسین (ع) در موسسه ایشان بیایند و مراسم تشرف به اسلام را برگزار کنیم. روز میلاد امام حسین(ع) مراسم جشن برپا شد و شیعیان زیادی هم در جلسه شرکت کردند، به عنوان یک میان برنامه اعلام کردیم یک دختر فرانسوی مقیم نیویورک با اطلاع و آگاهی دین اسلام و مکتب تشیع را برگزیده و مراسم تشیع الان برگزار می گردد. در این میان شخصی از داخل جمعیت بلند شد و گفت: اصلا این دختر از اسلام چه می فهمد که می خواهد مشرف بشود؟ بنده نیز سوالی را مطرح کردم و گفتم هرکس جواب را می داند پیرامون آن توضیح دهد؟ سوال درباره مسئله «بداء» بود که از اعتقادات مسلم ما شیعیان است.هیچکس جوابی نداد! سوال را از این دختر پرسیدم؟ توضیحاتی پیرامون آن به جمعیت ارائه داد. سپس در جلوی جایگاه قرار گرفت؛ پس از اقرار به شهادتین و ارایه عقاید به او، اذان درگوش راست و اقامه در گوش چپ او خوانده شد. رسما به اسلام و مکتب تشیع گروید و نام او را «رقیه» نهادیم. چند روزی از این قضیه گذشت تا اینکه همین دختر را با حجاب کامل اسلامی هم راه با مرد و زنی دیدم، به نظر می آمد پدر و مادرش باشند. در خیابان جلوی مدرسه با ما برخورد نمودند. آن مرد و زن (پدر و مادرش) با زبان فرانسوی شروع به سر و صدا کردند؛ چرا دختر مارا مسلمان نموده اید؟ به او بگویید حجابش را بردارد… سر و صدا باعث شد عده ای دور ما جمع شوند. در همان حین، احساس کردم این دختر تازه مسلمان الان در شرایط سختی است و خیال کردم دارد خجالت می کشد. به موسسه رفتم و زنگ زدم ایران دفتر آیت الله مظاهری و پرسیدم: آیا در چنین شرایطی اگر اصل دین شخص در خطر باشد به نظر شما اجازه می دهید روسری را بردارد؟ در این مورد خاص ایشان فرمودند اشکال ندارد. به سرعت برگشتم و به این دختر گفتم: با یکی از مراجع تقلید صحبت کردم و در مورد شما فرمودند: اگر دین شما در معرض خطر است اشکال ندارد و شما می توانید روسری را بردارید، آنچه در جواب شنیدم این بود: دختر تازه مسلمان به من گفت: این حکم از احکام ثابت و اولیه است یا از احکام ثانویه و بنا بر ضرورت است؟ گفتم از احکام ثانویه می باشد. تا این را شنید، گفت: «اگر روسری خود را برندارم و بخاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب میشوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسری خود را برنمی دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم.» البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مودبانه دخترشان از این خواسته صرفنظر کردند. آنها عازم فرانسه بودند و با همان حال به طرف فرانسه روانه شدند، آدرس یک مرکز دینی که دوستان ما در آنجا بودند به او دادم و بعدا هم متوجه شدم که الحمدلله با یک جوان مسلمان فرانسوی ازدواج نموده است. * حجت الاسلام دکتر مرتضی آقاتهرانی در دوران اقامت در آمریکا، امامت جمعه شهر نیویورک و مسئولیت موسسه اسلامی آن شهر را به عهده داشت.
( 1 Vote )
چند روز پیش مصاحبهی همسر رهبر انقلاب با نشریه محجوبه درخصوص حجاب و خانهداری، در سایتهای داخلی منتشر شد که مربوط بود به سال ۷۲ البته این مصاحبه در بعضی از سایتها به اشتباه به عنوان اولین مصاحبه همسر رهبری منعکس شد. در حالی که پیش از این هم مصاحبهای با ایشان در رسانهها منتشر شده بود. تصویر زیر مربوط است به مصاحبه روزنامه جمهوری اسلامی با همسر رهبر انقلاب در تاریخ پنجم تیرماه سال ۶۲٫ موضوع مصاحبه هم درباره ترور آیت الله خامنهای در سال ۶۰، عکس العمل خانواده بعد از این اتفاق است. همسر رهبر انقلاب در این مصاحبه خاطراتی از حضور شهید رجایی، شهید بهشتی و حاج احمد خمینی در بیمارستان و همچنین خاطراتی از دوران پیش از انقلاب، تبعید و زندان رهبری تعریف میکنند که خواندنی است. برای وضوح بیشتر روی عکس کلیک کنید منبع:آهستان
( 1 Vote )
هفته دفاع مقدس مثل همیشه آمد و مثل همیشه رفت … فضای کشور کمی عوض شد. شهرها و محلهها کمی رنگ و بوی جبهه به خود گرفتند. بعضی ادارات چند گونیِ پر از خاک را جلوی درب اداره گذاشتند و هفته دفاع مقدس را گرامی داشتند! تلویزیون هم از صبح تا شب هرچه فیلم جنگی که در این سالها ساخته شده بود، پخش کرد. به اندازهی همه ظرفیت یک سال بینندگان! بعد همه چیز تعطیل تا سال آینده در همچین روزهایی… حرفها همان حرفهای همیشگی، فیلم ها هم همان فیلمهای تکراری. گویی به هر قیمتی باید این هفت روز را پشت سر گذاشت، به هر جان کندنی! هفت روزی که قرار است هشت سال پرافتخار را گرامی بدارد؛ اما … اما در اثر این نگاه صرفا «هفتگی» و این گرامیداشت صرفا «ظاهری» نتیجه این میشود که فهم و دانش و خاطرات ما از تاریخ بیست سال پیش این سرزمین گنگ و تار و مبهم و گاهی خسته کننده میشود. دورهای که جزو مهمترین و حساسترین دورههای تاریخ ایران است، آنقدر از ما دور میشود که حتی در یادآوری خاطرات آن هم دچار مشکل میشویم، گویی با تاریخی و دورهای دورتر از هخامنشیان و ساسانیان روبرو هستیم! جنگ تحمیلی، هشت سال تمام با زندگی شبانه روزی مردم ایران همراه بود، نه اینکه گاهی باشد و گاهی نباشد. حرف این نیست که امروز هم شبانه روز در حالت جنگی باشیم و در همان حس و حال و وضعیت زندگی کنیم، اما فراموشی این دورهی سخت و کنار گذاشتن عمدی و سهوی آن از زندگی فعلی و نسلهای بعدی، بزرگترین خیانت به همه آنهایی است که در آن سالها زندگی کردهاند و از همه بیشتر خیانت به رزمندگان و بسیجیان و جانبازان و شهدا.
( 0 Votes )
به نقل از رجا، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی که ریاست آن برعهده روح الله حسینیان است نوشت:
یکی از چهرههای سیاسی که سابقه مبارزاتی نسبتاً طولانی در جریان پیروزی انقلاب اسلامی داشت و در طول سالهای بعد از انقلاب نیز در صف خدمتگذاران به نظام و مردم بود، مهدی کروبی است. کروبی تا پیش از برگزاری انتخابات 88 خود را مدافع نظام و مطیع امر ولایت فقیه میدانست اما متاسفانه شاید به خاطر تاثیرگذاری زیاد خانواده و فرزندانش بر وی، اعتقادات چند دهساله خود را زیر پا گذاشت و درست بر ضد اعتقاداتش رفتار کرد. برای بررسی همین موضوع، به عنوان نمونه اظهارات مهدی کروبی در مراسم سالگرد وفات آیتالله طالقانی در شهریورماه 1378 را مورد بررسی قرار میدهیم. کروبی در بیستمین سالگرد درگذشت آیتالله طالقانی در روستای "گلیرد" طالقان، با حمله به روزنامههای جریان اصلاحات که آن روزها تلاش میکردند با حمله به شخصیت امام خمینی، از این مرد الهی و تاریخی تقدسزدایی کنند، تصریح کرده است: «بزرگترین ارزش برای این مردم، امام است. حق ندارید از اسلام و امام تقدس زدایی کنید. امام خمینی اساس این انقلاب و بنیانگذار این نظام است و باید حریمش محفوظ بماند.» وی میافزاید: «من اعلام میکنم برای ما نه تنها امام بلکه شخص رهبر و ولی فقیه حاضر حضرت آیتالله خامنهای هم مقدس است و رعایت حرمت و جایگاهش بر همه واجب است و کسی حق ندارد حریم ایشان را بشکند.» کروبی در ادامه با انتقاد از تندرویهای این روزنامهها ادامه داده است: «این روزنامههایی که بعد از دوم خرداد از برکت حضور مردم مسلمان در انتخابات بیرون آمدهاند، باید اعتقادات مردم و خواستههای آنان را رعایت کنند، حرمت مردم را نگه دارند و ارزشهای این مردم که اسلامی است را حفظ کنند.» وی در ادامه در اظهارنظر جالبی، تکلیف خود و همفکرانش را برای چنین روزهایی نیز روشن کرده است: «اگر هم کسی استحاله پیدا کرده و دیگر انقلابی یا معتقد نیست، حق ندارد سر سفره امام، به باورهای مردم و اعتقادات و مقدسات اسلا می توهین و جسارت کند.» کروبی با اشاره به سیلی محکمی که به گوش یک ضدانقلاب به خاطر اهانت علیه امام خمینی زده است، میافزاید: «ممکن است بگویید فلانی هم اهل خشونت است اما وقتی برای مرحوم طالقانی تعریف کردم که چگونه با فرد اهانتکننده به حضرت امام درگیر شدم و به صورت او سیلی زدم، ایشان گفتند بسیار خوشحال شدم که توی گوشچنین کسی زدی.»
( 0 Votes )
![]() متن موجود در ادامه مطلب سخنان جناب آقای شفیعی سروستانی در برنامه رادیویی تاجمعه ظهور می باشد که به مقایسه فرقه ضاله وهابیت و بهایئت پرداخته اند...
خدمت عزیزانم عرض میکنم که بیش از اینکه در این برنامه امروز سخنم حول محور خبر باشد،بیش تر تحلیل و پیشاپیش عذر میخواهم اگر کمی صحبتم طولانیتر خواهد شد زیرا که ضرورت موضوع را احساس می کنم ،به ویژه شاهد بودیم و مخصوصا از منابع مختلف خبری این مطلب را متوجه شدیم که هرچه زمان گذشته بر تعداد مدعیان در کشور اضافه شده و کسانیکه در لباسهای مختلف مختلف خودشون را مربوط و منتسب به امام عصر (ع) اعلام میکنند و حتی از این هم پا فراتر گذاشته اند.یک سری از اطلاعات و خبرها هم حکایت از این میکنه که سرمایه گذاری بسیار عظیمی از سوی کشورهای غربی و با حمایت برخی از کشورهای اسلامی صورت گرفته برای دامن زدن به این موضوع در کشورهای اسلامی به ویژه در ایران.ای کاش این مطلب بیشتر دانسته شود که در جهان امروز و مخصوصا در شرایطی که ایران اسلامی و شیعیان در آن قرار گرفته اند،مهدویت در زمره جدی ترین مباحث فرهنگی،سیاسی و اجتماعی است.در حالی که عموما از منظر اخلاقی و صرفا عقیدتی به آن نگاه میشود.راز اصلی درگیری ها،مناقشات،فرقه سازی ها و دسیسه های استعمار در کشور ما و پیرامون ما به همین موضوع یعنی ظهور و گستره فرهنگ مهدوی بر میگردد.باقی قضایا در هر وضع و صورت اقتصادی،سیاسی و امثال اینها متاثر از این موضوع یا پوششی است که این مطلب را میخواهد بپوشاند.به موضع گسترش فرقه ها اشاره کردم،در جهان اسلام در دو نقطه عطف،ما رو برو با این جریان هستیم.قابل توجه است و در این دو نقطه عطف تاریخی ما شاهد اوج گیری و گستره این جریان فرقه ها هستیم که استعمار در این دو نقطه عطف مخصوصا سعی کرده بهره برداری بزرگی از این موضوع داشته باشد.نقطه عطف اول قرن 12 میباشد،گرچه در ظاهر جریان فرقه سازی در این نقطه عطف داخلی بنظر میرسد،اما مشخصا جریان منشا و رویکرد خارجی و استعماری دارد که شاخص ترین جریان ها در آن زمان در نظر عطف اول ما شاهد بهابیت در ایران هستیم و وهابیت در شبه جزیره عربستان هستیم.مدعیان و موسسان هر دو جریان در عصر خودشان جز کسانی هستند که از نظر دانش و بینش ضعیف ،کم بنیه،اما از حیث خودکامگی،تمایلات نفسانی و احساس خود برتر بینی قوی و شاخصند.(هنفر) که جاسوس انگلیسی است به صراحت پس از مراوده با (محمد بن عبد الوهاب) در گزارش خودش به بریتانیا به این دو ویژگی که عرض کردم اشاره میکند.این دو مشخصه سر حلقه دو جریان را به بادی تحریف،ادعا و صدور حکم نابودی مسلمانان و به ویژه شیعیان کشید.در این برنامه مجال کوتاهی داریم برای باز کردنش،اما در تعالیم دین دو جریان یعنی بهابیت و وهابیت و به استناد اقوال و اعمال خودشان ما شاهد دو مورد زیر هستیم.یکی محو و نابودی،تقاضا و تلاش برای محو و نابودی تمام کتب دینی و تفسیری و مبنا قرار دادن بافت های ذهنی خودشان بوده است.ما چنان که میدانیم سید علی محمد باب کتاب بیان خودش را تنها کتاب معتبر و جایگزین همه ی کتب دینی و آسمانی و تفسیری اعلام میکند.دومین موضوع اینکه از نظر همین آقا انهدام و نابودی تمام ابنیه و بقاع متبرکه روی زمین اعم از مکه،قبور انبیا،مساجد وحتی کلیساها واجب است.شما در جریان دوم یعنی در جریان وهابیت عینا همین مطلب را میبینیم،یعنی محو و نابودی تمام کتب و انهدام تمام ابنیه.ما دیروز در اخبار شاهد بودیم که شروع کردن حجابی،پرده حصاری را به دور قبر معصومین (ع) در بقیع نصب کردن که مقدمه ساختن دیواری برای این دو جاست.در حالی که ما همین دیروز خبر انفجار و کشتار جماعتی از هموطنانمان بودیم در عراق.این دو موضوع عینا در میان فرقه وهابیت به اجرا میاید.علت این ماجرا ها را باید در معلم مشترک این ها جست و جو کنیم.هر دو جریان توسط جاسوسان اروپایی و غربی هدایت می شوند.قدرت های استعماری عزم خودشان را برای اینکه آلت دست قرار بدهند این ها را به کار گرفته اند.جاسوس روسی که (دالکورکی) هست به عنوان حامی، نه تنها وظیفه ایجاد شرایطی را برای (محمدعلی باب) عهده دار بود،بلکه از پستوی استعمار همه آنچه را که او باید میگفت و میکرد،دیکته میکرد.در یک یادداشتی که از این جاسوس روسی بازمانده ،آمده که مینویسد:یک قسمت از کار سفارت خانه منحصر به تهیه ی الواح و انتضام کار بابی ها بود.حتی ذکر میکند که هرکس بهابی میشد،با آن همراهی و مساعدت میکردیم تا اینکه اختلاف و دین جدید در میان مسلمانان شکل بگیرد.(ادواردبرون) هم که متاسفانه تا به این روز کتاب هایش در برخی از رشته های تحصیلی دانشگا ه های جمهوری اسلامی ایران منبع و مرجع شناخته میشود و بر اساسش درس داده میشود.در کتاب (یکسال در میان فارس ها) به صراحت می نویسد که : با عبا،ردا و سجاده در شهر های ایران مسافرت می کرده و ضمن ارتباط با عوام،مظهر بازبیگری را ترویج میکرده.ما الان همین صورت سازی را در میان گردانندگان فرقههای نوظهورداریم.سخن در این باره زیاده که توصیه میکنم یادداشت های جناب (عبدا.. شهبازی) پژوهشگر ارجمند کشورمان را مطالعه کنیم که در روزنامه جمهوری اسلامی قبلا منتشر شده است.کار تخریب دین و اعتقاد مردم و نفوذ و رخنه به قصد فاسد کردن آن ها تا آنجا پیشرفت که فرقه بهابیت ازدواج با محارم را حلال کرد،معامله ربوی را آزاد کرد،حجاب زنان را منع کرد و بلاخره دخالت در سیاست را منع کرد.در حقیقت استعمار از این طریق در کار نفی و انکار دین،نبوت،امامت،اصول و فروع دین وارد شد و سرمایه گزاری کلان کرد.تا بتواند وحدت و یکپارچگی مسلمانان را متزلل کند و از قدرت مذهب تشیع در این منطقه کم بکند.از طرف دیگر ما عینا ماجرا را از طریق وهابیت می توانیم مشاهده کنیم.باید پرسید چرا هر دو جریان مخالف با تقریب بین مذاهب هستند.هر دو به عکس به بهانه های مختلف و سلاح هایی مثل تکبیر وتکفیر به جان پیروان سایر مذاهب می افتند،مخصوصا در برابر گروه و مذاهبی میایستند که ضد استعمار و ضد صهیونیست هستند.چنانکه هردو با تمام قوا کمر به انهدام قبور پیامبران و معصومین بزرگوار دین مشغول میشوند.اما نقطه عطف دوم پس از قرن 12 و اوایل قرن 13 میباشد.شما در قرن 14 و اوایل قرن 15 هجری قمری،یعنی همین سال هایی که ما الان در آن به سر می بریم،شاهد جریان جدید هستیم.این عنوان را من نقطه عطف دوم در فرقه سازی می شناسم.در این فرقه عطف مهم که جهان مستعد نفی استکبار،نفی سلسله غرب و عموما پرسش از غرب و فرهنگ استعمار را شروع کردند و مردم مستضعف برای بر هم زدن بساط یهود،صهیونیست،عوامل انگلیسی و امریکایی آماده شده اند.درست ما میبینیم مجددا درختی را که در قرن 12 کاشته اند،2 میوه بهابیت و وهابیت سر بر می اورند و به جان مسلمانان می افتند.هر دو جریان نوک تیز حمله خودشان را متوجه امامت،ولایت و مهدویت کردند.هر دو جریان کار رخنه در صفوف مسلمانان را بر عهده دارند.هر دو جریان شبه افکنن در باورها و معتقدات مردم،هر دو جریان از حمایت مالی و سیاسی غرب و صهیونیست برخوردارند،هر دو جریان استراتژی رخنه و نفوذ در ارکان فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و اقتصادی کشورها را در کار خودشان دارند.و این باید اساس مطالعه ما قرار بگیرد و در شناسایی وضعیت برخی از سازمان ها.در جریان مختلف اسلامی هر دو جریان سعی دارند که نظام اسلامی را که مستقل است در برابر خواسته های خود شان منفعل کنند.هر دو گروه در واقع در خودشان اشخاص غافل،بی موضع و بی حساسیت را جذب می کنند.هر دو گروه اشخاص حقیقی،حقوقی و طالب وحدت و ضد صهیونیست را کوچک،حقیر،ساکت و ضربه پذیر می خوانند.و به هر صورت از گروه های خنثی،سرگرمی ساز،مشغول کننده و دین به دنیا فروش حمایت می کنند.در پایان اشاره می کنم که آن ها به ماموریت خودشان واقفند و خوب می دانند که چگونه ساده لوحانه و بیخبر افراد خنثی و بی وضع را به طرف خودشان ببرند.قبلا هم اشاره کردم که فرقه ها نقش براندازی را ایفا می کنند.در حالی که ما برای ردیابی جریان های برانداز انقلاب و دین در جای دیگری داریم جست و جو میکنیم.تو همین سال ها فرقه ها آرام ،نرم،بی صدا،مخملی،شالودههای خودشان را زدند،آجرها را چیدند،حالا دارند سقف را می زنند.از آنجا که فرقه ها ماهیتا ضد وحدتند،ما باید استراتژی آنها را هدف قرار بدهیم،در جهان اسلام بین اهل تسنن و شیعه وحدت بیشتری ایجاد کنیم.وجوه زیادی برای تقریب بین ما وجود دارد که قابل شناساییست و قطعا نباید وهابیت را در گروه اهل تسنن بشناسیم و یا معرفی کنیم.از جمله آن چیزی که به خوانندگان مرتبط میشود تقویت بنیه خودشان درباره معارف وحدت آفرین مهدوی در نظرو عمل.ما هنوز از میزان شناسایی استعمار از مهدویت و ترس استعماراز مهدویت بیخبریم.
خدا قوت به خدا می سپارمتون
|
- بازخوانی پیامدهای حادثهی 11 سپتامبر در ایران
- یهود شناس شوید ! (قسمت اول) - یهود چیست
- مشایی باز هم سوژه شد/نترسيد؛ سوئيچ هواپيما دست من است
- يك روز امام خامنه ای چگونه ميگذرد؟
- ويلاي كروبي در جماران
- شعر حاج منصور در شب بیست و یکم - خیلی جاله
- منصور ارضی: هرکس "مشایی" را بکشد من پولش را میدهم
- شعر علامه حسن زاده آملی برای شب قدر
- ظلم و جنایت های خاتمی به اسلام و نظام اسلامی فراموش نمی شود
- طنز/ همسایهها یاری کنید تا من خاتونداری کنم
- توصيههاي آيت الله مصباح براي شب قدر
- پاسخ به شبهات ویژه نامه خاتون
- !زنده باد جریان انحرافی
- نقد و بررسي ويژه نامه خاتون/ قسمت اول
- قذافي پس از مجادله لفظي، امام موسي صدر را به شهادت رساند
- دست نوشته / خاتون: “ژورنال تفکر آقای خاص
- خود را بسنجيم
- ناآراميهاي انگليس ريشه در نظام در حال فروپاشي اين كشور دارد
- کفن دزدی که توبه کرد و پس ازسوزانده شدن زنده شد
- ...دست نوشته / آقای خاتمی، بازرگان که رفت ولی تو گوش کن





دست نوشته ها
























